پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۹

جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم

زکلک این صفحه را آبی به روی کار می آرم

به درد آورده ام پیمانهٔ مستانه گویی را

به رقص افلاک را زین ساغر سرشار می آرم

صفیر خون چکانم تازه دارد نوبهاران را

چمن را آب و رنگ، از غنچهٔ منقار می آرم

برون از گلشنم امّا دماغ حسرت آلودی

در آغوش شکنج رخنهٔ دیوار می آرم

نفس پرورده ام امّا نوایی می زنم گاهی

که مرغان چمن را بر سر گفتار می آرم

سراغی می دهم زان یار کنعانی که خوبان را

گریبان پاره چون گل بر سر بازار می آرم

تهیدستی مرا شرمنده دارد از چمن پیرا

نهال بید مجنونم، خجالت بار می آرم

سپند من ندارد برگ و ساز شکوه پردازی

مگر آهی که گاهی بر لب اظهار می آرم

به کینم جبهه های غمزه خالی گشت و خاموشم

اگر تیغ تغافل می کشی زنهار می آرم

حزین آزادی از بام فلک دارد سبک دوشم

غلام همتم، در بندگی اقرار می آرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۱می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
  2. شمارهٔ ۷۰۲چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
  3. شمارهٔ ۷۰۳ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
  4. شمارهٔ ۷۰۴چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
  5. شمارهٔ ۷۰۵ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  6. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  7. شمارهٔ ۷۰۷می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
  8. شمارهٔ ۷۰۸چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.