پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۷

دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم

مرا کم قیمتی نگذاشت بر طبعی گران باشم

به قید سخت رویانم، ملایم طینتی دارم

چو مغز از چرب و نرمی در شکنج استخوان باشم

در آب و گل نشاند از باغ جان، قدسی نهالم را

فلک می خواست چون گل دست فرسودِ خزان باشم

سر تسلیم و خاک عجز و آداب رضاجویی

اگر باید که دور از کوی آن آرام جان باشم

درین غربت به افسونهای مهر آشنارویان

اگر بندم دلی، از بی وفایان جهان باشم

نیندازم به فرش سنبل و گل، طرح آسایش

درین بستان سرا، هم مشرب آب روان باشم

نمی باشم زیان خواه کسی چون شمع در محفل

اگر باشم، زیان خویش و سود دیگران باشم

ز همراهان ندارم بار منّت یک سر سوزن

درین وادی چه افتاده ست،از خواری کشان باشم؟

دلم رنجد حزین ازگفتگوی صورت آرایان

اگر سنجد لب معنی، حدیثی ترجمان باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۹جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
  2. شمارهٔ ۷۰۰به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
  3. شمارهٔ ۷۰۱می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
  4. شمارهٔ ۷۰۲چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
  5. شمارهٔ ۷۰۳ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
  6. شمارهٔ ۷۰۴چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
  7. شمارهٔ ۷۰۵ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  8. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.