پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۵

آن نرگس میگسار دیدم

آسودگی از خمار دیدم

دل جز ز خط و رخ تو نشکفت

بسیار گل و بهار دیدم

چون شانه تمام، چاک شد دل

تا زلف تو در کنار دیدم

دل را به قرار عشقبازی

صد شکر که بی قرار دیدم

آتشکده های دین ودل سوز

در سینهٔ داغدار دیدم

در پیچ و خم شکنج زلفت

آسایش روزگار دیدم

پای دل خویش درگل اشک

درکوی تو استوار دیدم

افسانه عشق خود چو مجنون

افسانهٔ روزگار دیدم

مطرب ز نوای عارف روم

این پرده بزن که یار دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۷دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  2. شمارهٔ ۶۹۸عشق عالی مقام را نازم
  3. شمارهٔ ۶۹۹جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
  4. شمارهٔ ۷۰۰به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
  5. شمارهٔ ۷۰۱می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
  6. شمارهٔ ۷۰۲چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
  7. شمارهٔ ۷۰۳ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
  8. شمارهٔ ۷۰۴چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.