پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۴

به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم

حیف این گوهر یکدانه که بر سنگ زدم

سر این حوصله نازم که به یک عمر، چو گل

خون دل را به نشاط می گلرنگ زدم

کارم امروز به افسرده دلان افتادهست

ای خوش آن نغمه که با مرغ شب آهنگ زدم

نفس آشوب طلب با همه کس در همه حال

صلح کل کرد چو با خویش در جنگ زدم

بر نمی خاست صدایی ز دل زار حزین

زخمه از خامه خود بر رگ این چنگ زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۶اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
  2. شمارهٔ ۶۹۷دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  3. شمارهٔ ۶۹۸عشق عالی مقام را نازم
  4. شمارهٔ ۶۹۹جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
  5. شمارهٔ ۷۰۰به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
  6. شمارهٔ ۷۰۱می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
  7. شمارهٔ ۷۰۲چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
  8. شمارهٔ ۷۰۳ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.