پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۳

ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم

به خون آغشته تر از پنبه ناسور شد گوشم

چه سان با اختلاط این منافق پیشگان سازم؟

که از ساز مخالف کاسه طنبور شد گوشم

ندارم چاره چون با ابلهان جز مستمع بودن

چو صحرای قیامت، عرصه گاه شور شد گوشم

کم از کژدم نباشد اختلاط تلخ گفتاران

ز بس نیش زبان خورد از خسان، رنجور شد گوشم

چو با این مرده طبعان زنده درگورم درین محفل

عجب نبود اگر سوراخ مار و مور شدگوشم

ندارد صرفه جز شوریده مغزی فیض صحبتها

ز حرف ریزه خوانان خانهٔ زنبور شد گوشم

اسیر زمهریر صحبت گرم اختلاطانم

ز دم سردان عالم مخزن کافور شد گوشم

نمی افتد خلل در وقتم از آشفته گفتاران

ز بانگ دوست چون دارالحضور طور شد گوشم

حزین از بس که دادم درجهان داد سخن سنجی

به گوهرپروری ها چون صدف مشهور شد گوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۵آن نرگس میگسار دیدم
  2. شمارهٔ ۶۹۶اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
  3. شمارهٔ ۶۹۷دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  4. شمارهٔ ۶۹۸عشق عالی مقام را نازم
  5. شمارهٔ ۶۹۹جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
  6. شمارهٔ ۷۰۰به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
  7. شمارهٔ ۷۰۱می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
  8. شمارهٔ ۷۰۲چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.