پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۲

به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم

چو خم بسپار زیر طارم انگور در خاکم

اجل مستور اگر سازد مرا از دیده مردم

ولی چون گنج قارون همچنان مشهور در خاکم

تجلی، خانه زاد خلوت گور است عاشق را

فروزد عقل روشن دل چراغ طور در خاکم

هزاران باغ و بستان دانهٔ من در گره دارد

دو روزی هم چه خواهد شد اگر مستور در خاکم؟

شکستن نیست در طالع طلسم پیکر ما را

اگر عالم شود ویرانه، من معمور در خاکم

وفا و غیرت داغ محبت را تماشا کن

که دارد سرخ رو، خونابهٔ ناسور در خاکم

سیه بختم ولی چشم از غبارم می شود روشن

نهان چون در سواد سرمه، بینی نور در خاکم

وفاکردیکه شمع تربت پروانهات گشتی

نمی گردم اگر گرد سرت، معذور در خاکم

گداز عشق دارد شرمسار از بی نوایانم

ز ضعف تن نگردد سیر، چشم مور در خاکم

نماید گردباد وادی وحشت غبارم را

دمی آسوده نگذارد سر پرشور در خاکم

نمی گردد حزین ، از شیوهٔ دل تربتم خالی

که باشد ناله ای چون کاسه فغفور در خاکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۴به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم
  2. شمارهٔ ۶۹۵آن نرگس میگسار دیدم
  3. شمارهٔ ۶۹۶اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
  4. شمارهٔ ۶۹۷دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  5. شمارهٔ ۶۹۸عشق عالی مقام را نازم
  6. شمارهٔ ۶۹۹جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
  7. شمارهٔ ۷۰۰به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
  8. شمارهٔ ۷۰۱می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.