پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۱

ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟

این قصه دراز است به یاران چه نویسیم؟

حیرت زدهٔ نامهٔ سر در گم خویشیم

شد نام فراموش، به پایان چه نویسیم؟

مضمون چو بود شوخ، دل سنگ خراشد

ما شرح جگر کاوی مژگان چه نویسیم؟

صد نامه نوشتیم و نخواندیم جوابی

ای عهد فراموش، ز پیمان چه نویسیم؟

خواهیم به نامت نظر غیر نیفتد

از رشک ندانیم به عنوان چه نویسیم؟

ما مشق جنون کردهٔ این دامن دشتیم

از ابجد طفلانهٔ یونان چه نویسیم؟

سامان سخن کو، دل ویران حزین را؟

بغداد خراب است به سلطان چه نویسیم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۳ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم
  2. شمارهٔ ۶۹۴به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم
  3. شمارهٔ ۶۹۵آن نرگس میگسار دیدم
  4. شمارهٔ ۶۹۶اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
  5. شمارهٔ ۶۹۷دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  6. شمارهٔ ۶۹۸عشق عالی مقام را نازم
  7. شمارهٔ ۶۹۹جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
  8. شمارهٔ ۷۰۰به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.