پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۹

هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم

تا رسد آفتاب من، گرم عتاب بر سرم

پیر مغان اشارتم کرد به غسل توبه ای

ریخت حریف میکده، جام شراب بر سرم

بارد اگر از آسمان برق بلا به راه تو

پا نکشم، که شد یکی آتش و آب بر سرم

ساقی سنگدل مرا چند بهانه می دهی؟

بادهٔ ناب در کفت، شور شراب بر سرم

وا رهد از کف اجل، جان فسردهٔ حزین

تیغ کرشمه ای رسد، گر به شتاب بر سرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۱ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟
  2. شمارهٔ ۶۹۲به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم
  3. شمارهٔ ۶۹۳ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم
  4. شمارهٔ ۶۹۴به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم
  5. شمارهٔ ۶۹۵آن نرگس میگسار دیدم
  6. شمارهٔ ۶۹۶اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
  7. شمارهٔ ۶۹۷دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  8. شمارهٔ ۶۹۸عشق عالی مقام را نازم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.