پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۳

چقدر حوصله باید که گداز آموزم

تا دو دل را روش راز و نیاز آموزم

لبم از ناله مپرسید که خاموش چراست

به دل تنگ نگه دری راز آموزم

به رخش راه نظر اشک روانم نگذاشت

چه گشاد از سبق گریه که باز آموزم؟

لحظه ای فرصت نازی به پریزاد خیال

طاقتی تا به دل آینه ساز آموزم

نزدم مهر خموشی به لب شکوه حزین

تا مگر رحم به آن بنده نواز آموزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۵در زیر لب، آه از دل ناشاد برآرم
  2. شمارهٔ ۶۸۶عقل دور است از آن جهان که منم
  3. شمارهٔ ۶۸۷به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم
  4. شمارهٔ ۶۸۸جزای دوستی از شعله رخساران غمی دارم
  5. شمارهٔ ۶۸۹هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم
  6. شمارهٔ ۶۹۰در غمت ترک گفتگو کردم
  7. شمارهٔ ۶۹۱ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟
  8. شمارهٔ ۶۹۲به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.