پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۷

به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم

چو می از آتش خود خام جوشی می‌زند خونم

می منصوریم پیموده پیغام هم‌آغوشی

نوای وحدت از فیض سروشی می‌زند خونم

به شکر تیغ او چون غنچه کامم صد زبان دارد

هزاران نکتهٔ رنگین به گوشی می‌زند خونم

نباشد شکوه در محشر، شهیدان تغافل را

نفس دزدیده از لعل خموشی می‌زند خونم

فغان کز ساده‌لوحی خرقه‌پوش شهر پندارد

که تهمت بر خط مشکینه‌پوشی می‌زند خونم

من آن صید ز جان سیرم، کمینگاه شهادت را

که موج اشتیاق کینه‌کوشی می‌زند خونم

حزین از من سبوی چرخ سنگین دل خطر دارد

به موج شور این میخانه جوشی می‌زند خونم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۹هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم
  2. شمارهٔ ۶۹۰در غمت ترک گفتگو کردم
  3. شمارهٔ ۶۹۱ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟
  4. شمارهٔ ۶۹۲به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم
  5. شمارهٔ ۶۹۳ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم
  6. شمارهٔ ۶۹۴به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم
  7. شمارهٔ ۶۹۵آن نرگس میگسار دیدم
  8. شمارهٔ ۶۹۶اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.