پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۹

صبح آینهٔ طلعت نیکوی تو دیدیم

شب گردهٔ گیسوی سمن بوی تو دیدیم

نه سرو شناسیم درین باغ، نه شمشاد

ما جلوه پرستان قد دلجوی تو دیدیم

تا چشم کند کار سواد دو جهان را

یک گردشی از نرگس جادوی تو دیدیم

جان مطلع خورشید جمال تو نوشتیم

دل مشرق انوار مه روی تو دیدیم

آن روز که پا در حرم عشق نهادیم

سرها همه را خاک سر کوی تو دیدیم

آمد چو عیان، نیست دگر جای بیان را

بستیم زبان، چشم سخن گوی تو دیدیم

پروای جهت نیست دل یک جهتان را

در هر جهتی قبلهٔ ابروی تو دیدیم

زان پیش که در زلف تجلّی شکن افتد

دلها همه را درشکن موی تو دیدیم

در دیر و حرم قبلهٔ مقصود تویی تو

ذرّات جهان را همه رو سوی تو دیدیم

نی نی غلطم، ذرّه چه و مهر کدام است؟

ما غیر ندیدیم، عیان روی تو دیدیم

تنها نه حزین است درین باغ نواسنج

هر برگ به گلبانگ هیاهوی تو دیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۱ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
  2. شمارهٔ ۶۸۲از بس غبار حسرت دیدار داشتم
  3. شمارهٔ ۶۸۳چقدر حوصله باید که گداز آموزم
  4. شمارهٔ ۶۸۴ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
  5. شمارهٔ ۶۸۵در زیر لب، آه از دل ناشاد برآرم
  6. شمارهٔ ۶۸۶عقل دور است از آن جهان که منم
  7. شمارهٔ ۶۸۷به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم
  8. شمارهٔ ۶۸۸جزای دوستی از شعله رخساران غمی دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.