پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۰

من آن غارتگر جان می پرستم

غم جان نیست، جانان می پرستم

ز دیر هستی من گرد برخاست

هنوز آن نامسلمان می پرستم

دمید از تربتم صبح قیامت

همان چاک گریبان می پرستم

زمین گیر فنا شد دانهٔ من

هنوز آن برق جولان می پرستم

جنون کرد استخوانم سرمهٔ ناز

همان چشم غزالان می پرستم

برهمن سرد شد زآتش پرستی

همان رخسار خوبان می پرستم

عبث زاهد میارا بزم تقوا

که طرز مِی پرستان می پرستم

چنانم واله آن شعلهٔ طور

که آتشگاه گبران می پرستم

برآمد گرچه از پروانه ام دود

هنوز آتش عذاران می پرستم

چنانم بیخود از شهد شهادت

که زهرآلوده پیکان می پرستم

سرم سودای جمعیّت ندارد

من آن کاکل پریشان می پرستم

به گلبانگ پریشان داده ام دل

خروش عندلیبان می پرستم

محبّت را من آن دیوانه پیرم

که بازیگاه طفلان می پرستم

کجا پروانه با گلبن کند خو؟

من این آتش عذاران می پرستم

مرا اندیشهٔ تعمیر دل نیست

که جغدم، ملک ویران می پرستم

نگردد دیده ام آلودهٔ خواب

که صبح پاکدامان می پرستم

درون جان ندارم غیر جانان

من آن جانم که جانان می پرستم

به راه انتظارش دیده شد خون

هنوز آن سست پیمان می پرستم

به چشمم در نمی آید صف حور

من آن صفهای مژگان می پرستم

خلد خارم به دل از مخمل گل

قماش گلعذاران می پرستم

ز خویش و آشنا بیگانه ای را

به رغم خودپرستان می پرستم

سخن از خاطرم یک عقده نگشود

اشارات خموشان می پرستم

حزین از کوری خفّاش طبعان

من آن خورشید تابان می پرستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۲از بس غبار حسرت دیدار داشتم
  2. شمارهٔ ۶۸۳چقدر حوصله باید که گداز آموزم
  3. شمارهٔ ۶۸۴ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
  4. شمارهٔ ۶۸۵در زیر لب، آه از دل ناشاد برآرم
  5. شمارهٔ ۶۸۶عقل دور است از آن جهان که منم
  6. شمارهٔ ۶۸۷به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم
  7. شمارهٔ ۶۸۸جزای دوستی از شعله رخساران غمی دارم
  8. شمارهٔ ۶۸۹هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.