پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۲

لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟

با نرگس مست تو هشیار چرا باشم؟

من کافر زنّاری، زلف تو به دلداری

سر رشته به دستم داد بیکار چرا باشم؟

آمیخته شمع وگل با بلبل و پروانه

تنها من دیوانه بی یار چرا باشم؟

مستانه خرامیدی، مستی ره هوشم زد

در خواب تو را دیدم، بیدار چرا باشم؟

عشق آمد و خونم ریخت، سرسبز نگردم چون؟

غم مرهم دلها شد افگار چرا باشم؟

زد جان حزین من، چون جام نگاهت را

تقوی به چه کار آید، هشیار چرا باشم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۴ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم
  2. شمارهٔ ۶۷۵گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم
  3. شمارهٔ ۶۷۶ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
  4. شمارهٔ ۶۷۷به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
  5. شمارهٔ ۶۷۸در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم
  6. شمارهٔ ۶۷۹صبح آینهٔ طلعت نیکوی تو دیدیم
  7. شمارهٔ ۶۸۰من آن غارتگر جان می پرستم
  8. شمارهٔ ۶۸۱ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.