پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۴

ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم

صد دجلهٔ خون بی تو، هماغوش نگاهم

زلفت ز تماشای دو عالم نظرم بست

ای حلقه ی فرمان تو درگوش نگاهم

محرومتر از من به وصال تو کسی نیست

از بادهٔ وصل تو رود هوش نگاهم

گرم از نظرم می گذری، برق نباشی؟

یک لحظه توان بود در آغوش نگاهم

دل داده پیامی که زبان محرم آن نیست

خواهد به تو گفتن، لب خاموش نگاهم

مشاطهٔ غم، شاهد نظاره ام آراست

هر دانهٔ اشکی ست، د ُر گوش نگاهم

مست است چنان کز می و ساقی خبرش نیست

از ساغر لعلت، لب می نوش نگاهم

از یک نگه گرم تو، مژگان ترم سوخت

آتش زده ای خانهٔ خس پوش نگاهم

نظاره حزین ، آب کند شرم تماشا

شبنم زده شد روی گل از جوش نگاهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۶ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
  2. شمارهٔ ۶۷۷به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
  3. شمارهٔ ۶۷۸در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم
  4. شمارهٔ ۶۷۹صبح آینهٔ طلعت نیکوی تو دیدیم
  5. شمارهٔ ۶۸۰من آن غارتگر جان می پرستم
  6. شمارهٔ ۶۸۱ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
  7. شمارهٔ ۶۸۲از بس غبار حسرت دیدار داشتم
  8. شمارهٔ ۶۸۳چقدر حوصله باید که گداز آموزم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.