پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۷

نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم

تغافل پیشه صیادی که خوش دارد به فریادم

به کونین التفاتم نیست ز اندک التفات تو

فراموش از دو عالم کرده ام تا کرده ای یادم

به اندک شیوه ای دل را تسلی می توان کردن

ترحم گر نخواهی کرد، گوشی کن به فریادم

اگر یک دم تهی از گرد کلفت دامنم می شد

سبک روحی، نسیم وصل را تعلیم می دادم

اقامت در بساط زندگی دور است از غیرت

کند گر ناله امدادی، غباری در ره بادم

گشاید بال و پر هر قدر می، مینا شکن باشد

شگون دارد شکست شیشهٔ دل را پریزادم

تمنّای جهان از تلخ کامان می شود حاصل

ز جان خوبش، کام تیشه شیرین کرد، فرهادم

فراموشم نمی سازد حزین از ناوک نازی

اسیر دلنوازیهای آن بی رحم صیادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۹دو جهان است درکنار خودم
  2. شمارهٔ ۶۷۰بیا که با همه تن چشم انتظار توایم
  3. شمارهٔ ۶۷۱ما دامن وصل یار داریم
  4. شمارهٔ ۶۷۲لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
  5. شمارهٔ ۶۷۳شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
  6. شمارهٔ ۶۷۴ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم
  7. شمارهٔ ۶۷۵گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم
  8. شمارهٔ ۶۷۶ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.