پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۳

رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم

ما جلوه پرستان به تماشا نرسیدیم

چون موج سرابیم درین وادی خونخوار

هر چند تپیدیم به دریا نرسیدیم

از عقل بریدن به تمنّای جنون بود

از شهر گذشتیم و به صحرا نرسیدیم

اعجاز لبت بود علاج دل بیمار

ما درد نصیبان به مسیحا نرسیدیم

انگور نشد غورهٔ ما خام سرشتان

از تاک بریدیم و به مینا نرسیدیم

افسوس که ما در طلب گمشدهٔ خویش

بسیار دویدیم و به خود وا نرسیدیم

گشتیم بسی دامن صحرای جنون را

یک ره به دل بادیه پیما نرسیدیم

بستیم حزین از حرم و بتکده محمل

اما به در کعبهٔ دلها نرسیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۵در هجر تو تا چند من زار بگریم
  2. شمارهٔ ۶۶۶به این بی‌طاقتی یارب به دنبال که می‌گریم؟
  3. شمارهٔ ۶۶۷نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم
  4. شمارهٔ ۶۶۸کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟
  5. شمارهٔ ۶۶۹دو جهان است درکنار خودم
  6. شمارهٔ ۶۷۰بیا که با همه تن چشم انتظار توایم
  7. شمارهٔ ۶۷۱ما دامن وصل یار داریم
  8. شمارهٔ ۶۷۲لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.