پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۲

طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام

خونابه خورده ام، لب اظهار بسته ام

از بس مرا به مشرب پروانه الفت است

آتش به جای لاله به دستار بسته ام

شاید شبی شمیم گلی ره غلط کند

چشم طمع به رخنهٔ دیوار بسته ام

بی ناله از دلم نفسی سر نمی زند

پیوند درد، با دل افگار بسته ام

خود را به رایگان، همه جا عرضه می کنم

بر خویش راه گرمی بازار بسته ام

آن یار دلنواز در آغوش خاطر است

راه نظر به دیدهٔ بیدار بسته ام

بی می، لبم به خنده چو گل وا نمی شود

عقد طرب به ساغر سرشار بسته ام

شاید ز کفر عقدهٔ دل وا شود حزین

از دست سبحه داده و زنّار بسته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۴چو صنعان مشق سودا می رسانم
  2. شمارهٔ ۶۶۵در هجر تو تا چند من زار بگریم
  3. شمارهٔ ۶۶۶به این بی‌طاقتی یارب به دنبال که می‌گریم؟
  4. شمارهٔ ۶۶۷نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم
  5. شمارهٔ ۶۶۸کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟
  6. شمارهٔ ۶۶۹دو جهان است درکنار خودم
  7. شمارهٔ ۶۷۰بیا که با همه تن چشم انتظار توایم
  8. شمارهٔ ۶۷۱ما دامن وصل یار داریم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.