پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۶

اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم

به آهی سنگ را چون سینه ناخن گیر می کردم

اگر همّت ز من می خواست دل های سحرخیزان

دم گرمی به کار آه بی تاثیر می کردم

دلی ز اندیشه فارغ داشتم در می پرستیها

به یک ساغر علاج عقل پرتزوبر می کردم

ندارد حسن لیلی چون من، از خود رفته مجنونی

سواد زلف او می گفتم و شبگیر می کردم

به یاد زلف مشکینش من شوریده سر، شبها

مسلسل قصه ای در حلقهٔ زنجیر می کردم

دل عاشق سخن، میشد اگر یک ره دچار من

حکایت ها از آن مژگان خوش تقریر می کردم

حزین گر می گشودم پرده از کار جم و جامش

دل دنیاپرستان را، ز عالم سیر می کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۸برخیز راه میکده ی عشق سرکنیم
  2. شمارهٔ ۶۵۹خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم
  3. شمارهٔ ۶۶۰برخیز که دامان سحرگاه بگیریم
  4. شمارهٔ ۶۶۱دل را به نهانخانهٔ دیدار فرستیم
  5. شمارهٔ ۶۶۲طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام
  6. شمارهٔ ۶۶۳رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم
  7. شمارهٔ ۶۶۴چو صنعان مشق سودا می رسانم
  8. شمارهٔ ۶۶۵در هجر تو تا چند من زار بگریم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.