پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۲

خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم

گران سنگ است صبر کوه بنیادی که من دارم

خروش من صفیر بلبل تصویر را ماند

نواپرداز خاموشی ست، فریادی که من دارم

مبادا هیچ صیدی بسته دام فراموشی

به حسرت می کشد بی رحم صیادی که من دارم

شکوه حسن بی پروا کجا و طاقت عاشق؟

گدازد شیشه دل را پریزادی که من دارم

به خاک کشتگان از جلوه افکنده ست آشوبی

قیامت می کند، نوخیز شمشادی که من دارم

خوشا قمری که آزاد است از قید گرفتاری

هزاران بنده دارد سرو آزادی که من دارم

به جای رشته دارد تار زنار برهمن را

در این بیت الصّنم تسبیح اورادی که من دارم

نمک پروردهٔ عشقم، حلاوت سنج رسوایی

گریبان می درد شور خدا دادی که من دارم

به حسرت می کند در کام من خونابهٔ دل را

چه می خواهد غمت از جان ناشادی که من دارم؟

حزین ، از لوح فطرت خوانده ام درس جوانمردی

بود پیر خرد شاگرد استادی که من دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۴من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
  2. شمارهٔ ۶۵۵به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم
  3. شمارهٔ ۶۵۶اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم
  4. شمارهٔ ۶۵۷کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
  5. شمارهٔ ۶۵۸برخیز راه میکده ی عشق سرکنیم
  6. شمارهٔ ۶۵۹خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم
  7. شمارهٔ ۶۶۰برخیز که دامان سحرگاه بگیریم
  8. شمارهٔ ۶۶۱دل را به نهانخانهٔ دیدار فرستیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.