پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۸

نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم

درین آیینه ها آیینه سیمای دگر دارم

نمی گیردکمند الفتم وحشی غزالان را

که مجنونم ولی دامان صحرای دگر دارم

تو درآغوش سرو ای قمری کوته نظر بنشین

که طوق بندگی از سرو بالای دگر دارم

نیم پروانه تا از شمع گردد دیدهام روشن

نهان در پردهٔ دل محفل آرای دگر دارم

حرامم باد احرام ره فقر و فنا بستن

بجز ترک تمنا گر تمنای دگر دارم

نگیرد صورتی، احوالم از روی دل خوبان

من این حیرانی از آیینه سیمای دگر دارم

حزین چون موج از دستم عنان آستین رفته

که در هر دیده از خوناب، دپای دگر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۰ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
  2. شمارهٔ ۶۵۱از خاک آستانت تا دیده دور دارم
  3. شمارهٔ ۶۵۲خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
  4. شمارهٔ ۶۵۳جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم
  5. شمارهٔ ۶۵۴من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
  6. شمارهٔ ۶۵۵به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم
  7. شمارهٔ ۶۵۶اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم
  8. شمارهٔ ۶۵۷کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.