پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۳

برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم

روز درماندگی دل، در یاری نزدیم

خرقهٔ زهد نشُستیم به آب تَهِ خم

آتش باده به ناموس خماری نزدیم

بلبل خوش نفس گلشن قدسیم افسوس

نغمه ای در شکن طرهٔ یاری نزدیم

شبنم آسا ز رخی آب ندادیم نظر

گل داغی به سر از باغ و بهاری نزدیم

شرمساربم ز مستان محبت که چرا

ساغری از نگه باده گساری نزدیم؟

گره از کار کسی باز نکردیم افسوس

نیش خاری به دل آبله زاری نزدیم

مدتی رفت که ما از لب پرشور حزین

نمکی بر جگر سینه فگاری نزدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۵چون مهرهٔ ششدر، شده رفتار ز یادم
  2. شمارهٔ ۶۴۶خراباتی‌نژادم دلق شیادانه‌ای دارم
  3. شمارهٔ ۶۴۷پریشان خاطرم از همنشینان عزلتی دارم
  4. شمارهٔ ۶۴۸نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم
  5. شمارهٔ ۶۴۹گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم
  6. شمارهٔ ۶۵۰ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
  7. شمارهٔ ۶۵۱از خاک آستانت تا دیده دور دارم
  8. شمارهٔ ۶۵۲خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.