پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۲

طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم

خنده چون گل به وفاداری یاری نزدم

بحر را حوصله ام غرق خجالت دارد

موج بی طاقت خود را به کناری نزدم

به چه تقصیر فلک خاک به چشمم ریزد؟

هیچگه دامن مژگان به غباری نزدم

بر سرم فوج خزان از چه سبب می تازد؟

خیمه چون لاله به دامان بهاری نزدم

ناوک نالهٔ من خونی امیدی نیست

ترکش سینه تهی گشت و شکاری نزدم

چون به هم بزمی اغیار توانم تن داد؟

من که در حادثه هرگز در یاری نزدم

پاس من ناموس هنرمندی فرهادم بود

در ره عشق اگر دست به کاری نزدم

جرس قافله ام هرزه درا نیست حزین

حرف بی تابی دل را به دیاری نزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۴به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
  2. شمارهٔ ۶۴۵چون مهرهٔ ششدر، شده رفتار ز یادم
  3. شمارهٔ ۶۴۶خراباتی‌نژادم دلق شیادانه‌ای دارم
  4. شمارهٔ ۶۴۷پریشان خاطرم از همنشینان عزلتی دارم
  5. شمارهٔ ۶۴۸نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم
  6. شمارهٔ ۶۴۹گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم
  7. شمارهٔ ۶۵۰ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
  8. شمارهٔ ۶۵۱از خاک آستانت تا دیده دور دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.