پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۵

موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم

نزدیکی و ز آتش دور تو سوختیم

برخاست از میان تو و من حجاب تن

این خرقه را به نذر حضور تو سوختیم

وقت است اگر به جلوه شبم را سحر کنی

عمری، چراغ دیده، به طور تو سوختیم

ای روزگار، عیش و غمت را اثر یکیست

چون شمع، تن به ماتم و سور تو سوختیم

آبی بر آتش دل سوزان نمی زنی

ای ساقی بلا، ز غرور تو سوختیم

با خاکسار خود همه نازی و سرکشی

ای شعله خو، ز طبع غیور تو سوختیم

از من بگو به آن صنم سرگران حزین

خورشید من، ز آتش دور تو سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۷شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم
  2. شمارهٔ ۶۳۸بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم
  3. شمارهٔ ۶۳۹سر تا قدم از خون جگر، غیرت باغم
  4. شمارهٔ ۶۴۰ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
  5. شمارهٔ ۶۴۱معنی کناره گیرد اگر از میان روم
  6. شمارهٔ ۶۴۲طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم
  7. شمارهٔ ۶۴۳برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم
  8. شمارهٔ ۶۴۴به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.