پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۸

به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم

نگاهی گرد دل می گردد و اظهار نتوانم

ز خجلت سر به پیش افکنده ام نه عجز و نه عذری

گناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم

گریبان پاره می آیم به کویت هر سحر، ترسم

که مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم

اگر ز آلایشم آزرده ای، اوّل قدح در ده

به مستی می توانم پاک شد، هشیار نتوانم

رقیبان از وفا در لاف و من خاموش کی شاید؟

درین دعوی تنزل کردن از اغیار نتوانم

تو را تا دیده ام گلشن به چشمم خار می آید

توانم دیده از گل بست، زان رخسار نتوانم

به راه او دل و دستم حزین از کار می ماند

درین مستی پریشان کردن دستار نتوانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۰سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
  2. شمارهٔ ۶۳۱نگاهش با اسیران بر سر ناز است می‌دانم
  3. شمارهٔ ۶۳۲ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
  4. شمارهٔ ۶۳۳غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
  5. شمارهٔ ۶۳۴ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم
  6. شمارهٔ ۶۳۵موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
  7. شمارهٔ ۶۳۶پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم
  8. شمارهٔ ۶۳۷شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.