پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۹

به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم

که اندک التفاتی از تو بسیار است می دانم

بحل کردم اگر خون من از بیگانگی ریزی

که پاس آشنایی بر تو دشوار است می دانم

نمی دانم زیان و سود سودای محبّت را

دل من ساده و آن غمزه پرکار است می دانم

سر پرسیدن کس نیست پنداری خیالش را

دلم در سینه عمری شدکه بیمار است می دانم

علاج پیچ و تابی کز غم افزاید رگ جان را

چو کاکل گرد سرگردیدن یار است می دانم

دلی در سینه پروردم به صد خون جگر عمری

نمی دانم چه شد آن طره، طرار است می دانم

نمی نالم حزین از دست آن بیدادگر جایی

که از پهلوی دل، عاشق در آزار است می دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۱نگاهش با اسیران بر سر ناز است می‌دانم
  2. شمارهٔ ۶۳۲ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
  3. شمارهٔ ۶۳۳غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
  4. شمارهٔ ۶۳۴ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم
  5. شمارهٔ ۶۳۵موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
  6. شمارهٔ ۶۳۶پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم
  7. شمارهٔ ۶۳۷شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم
  8. شمارهٔ ۶۳۸بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.