پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۶

عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم

در صف سروران رسد، دعوی کج کلاهیم

کوثر تیغت ار کند، رحم به حال مجرمان

دوزخ جاودان شود، خجلت بیگناهیم

گرنه خوش است خاطرت، با غم سینه کوب من

گوش نمی دهی چرا هیچ به داد خواهیم؟

از نگهی که نرگست کرد به کار عاشقان

صافی لای باده شد، خرقهٔ خانقاهیم

عشق تو حرز جان بود، این همه امتحان چرا؟

گاه در آتش افکنی گاه به کام ماهیم

آه چه چاره کز دلم گرد الم نمی برد

شورش اشک نیم شب، ناله صبحگاهیم؟

گرچه شکارلاغرم لیک به یمن دل حزین

کشته تیغ ناز آن عربده جو سپاهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۸به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
  2. شمارهٔ ۶۲۹به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
  3. شمارهٔ ۶۳۰سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
  4. شمارهٔ ۶۳۱نگاهش با اسیران بر سر ناز است می‌دانم
  5. شمارهٔ ۶۳۲ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
  6. شمارهٔ ۶۳۳غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
  7. شمارهٔ ۶۳۴ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم
  8. شمارهٔ ۶۳۵موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.