پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۴

به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم

اشارت سوی من کردی هلال عید گردیدم

قدم گر رنجه می گردد، غباری مرحمت فرما

به راه انتظارت دیدهٔ امّید گردیدم

گلاب از خوی به می آمیختی خونم به جوش آمد

به خاکم درد جامی ریختی، جمشید گردیدم

بهار رنگ بستم دست پرورد خزان آمد

به هر رنگی که باید در جهان گردید، گردیدم

گلی از مزرع هستی نچیدم جز تهیدستی

سحاب رحمتت را آزمودم، بید گردیدم

بَرِ من رتبهٔ دیگر بود در عیب پوشی ها

بسی آیینه سان در عالم تجرید گردیدم

حزین ، افتادگی ها پایهٔ معراج رفعت شد

شدم تا خاک ره هر ذره را، خورشید گردیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۶عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم
  2. شمارهٔ ۶۲۷برخیز سوی عالم بالا برون رویم
  3. شمارهٔ ۶۲۸به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
  4. شمارهٔ ۶۲۹به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
  5. شمارهٔ ۶۳۰سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
  6. شمارهٔ ۶۳۱نگاهش با اسیران بر سر ناز است می‌دانم
  7. شمارهٔ ۶۳۲ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
  8. شمارهٔ ۶۳۳غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.