پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۵

حاجت اگر بری، در دولتسراست دل

محرم اگر شوی، حرم کبریاست دل

فتح دل شکسته میسر شود تو را

در عرصهٔ دو کون، مظفر لواست دل

تا زخمهای سینه بدوزم، دماغ کو؟

تا داغ عشق را بشمارم کجاست دل؟

کو آن زبان که جور تو را آورد سپاس؟

آمد میسر از ستم ات هر چه خواست دل

برگ سمن حجاب ز شبنم نمی کند

ای گل، به پاک دیدگی ما گواست دل

سودای عشق مایه ی نقصان نمی دهد

افزود بر بضاعت اشک، آنچه کاست دل

مست سماع معنی بیگانه ام حزین

تا با زبان خامه مرا آشناست دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۷چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم
  2. شمارهٔ ۶۱۸با یاد نرگست، چو می ناب می‌زدم
  3. شمارهٔ ۶۱۹چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم
  4. شمارهٔ ۶۲۰از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم
  5. شمارهٔ ۶۲۱راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم
  6. شمارهٔ ۶۲۲غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم
  7. شمارهٔ ۶۲۳عشاق تو را قافله سالار نگردیم
  8. شمارهٔ ۶۲۴به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.