پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۹

چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم

در دامن مطرب، سر و دستار فشاندم

بنیاد هوس ریخت، ز پا کوفتن دل

بر هر دو جهان دست به یکبار فشاندم

فیض کرم ابر سیه‌کاسه چه باشد؟

مژگان تر خویش به گلزار فشاندم

تا از مژه خالی نبود مائدهٔ خون

مشت نمکی بر دل افگار فشاندم

شرمندهٔ کس نیستم از کلک چو نیسان

یکسان گهر خود به گل و خار فشاندم

از فیض، تهی بود کنار گل و نسرین

دامان نقاب تو به گلزار فشاندم

از حوصلهٔ دل قدری بیشتر آمد

خونابه اشکی که به ناچار فشاندم

جبریل به این مرگ نمرده‌ست که جان را

پروانه‌صفت در قدم یار فشاندم

کردم به چمن یاد بهار خط سبزت

در بستر نسرین و سمن خار فشاندم

از‌شکوه غرض مرحمت یار، حزین نیست

گردی‌ست که از خاطر افگار فشاندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۱راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم
  2. شمارهٔ ۶۲۲غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم
  3. شمارهٔ ۶۲۳عشاق تو را قافله سالار نگردیم
  4. شمارهٔ ۶۲۴به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم
  5. شمارهٔ ۶۲۵دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم
  6. شمارهٔ ۶۲۶عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم
  7. شمارهٔ ۶۲۷برخیز سوی عالم بالا برون رویم
  8. شمارهٔ ۶۲۸به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.