پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۲

زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل

ز خط غالیه سای تو، مشک ناب خجل

به دل خیال تو آمد شبی و منفعلم

که میزبان شود از کلبهٔ خراب خجل

دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی

نگشت آن لب میگون ازین کباب خجل

حیات یک دمه هم صرف پوچ شد چو حباب

کسی مباد ز عمر سبک رکاب خجل

به روی ساقی گلچهره چون نظر فکنم؟

مرا که توبه، نمود از رخ شراب خجل

ز پشت پا نظر از شرم بر نمی دارد

شده ست نرگس از آن چشم نیم خواب خجل

سحر به باغ چنان این غزل سرود حزین

که گشت بلبل گوینده در جواب خجل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۴شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل
  2. شمارهٔ ۶۱۵حاجت اگر بری، در دولتسراست دل
  3. شمارهٔ ۶۱۶هرگه به یادش از جگر افغان برآورم
  4. شمارهٔ ۶۱۷چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم
  5. شمارهٔ ۶۱۸با یاد نرگست، چو می ناب می‌زدم
  6. شمارهٔ ۶۱۹چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم
  7. شمارهٔ ۶۲۰از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم
  8. شمارهٔ ۶۲۱راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.