پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۳

تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک

شد حلقهٔ گرداب، گریبان من از اشک

تا رفته گرامی گهر من ز کنارم

چون دامن دریا شده دامان من از اشک

از بس که فرو ریخت ز مژگان من انجم

شد صبح قیامت، شب هجران من از اشک

گفتم مگر از گریه برم کینه ز یادش

ننشست غبار دل جانان من از اشک

آتش چو علم زد، دگر از آب چه خیزد؟

ساکن نشود سینهٔ سوزان من از اشک

خونابهٔ چشمم دهد از درد گواهی

رسوای جهان شد، غم پنهان من از اشک

ویرانه حزین ، در قدم سیل چه سان است؟

افتاده چنان، کلبهٔ ویران من از اشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۵هندوستان غربت بادا به ما مبارک
  2. شمارهٔ ۶۰۶بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل
  3. شمارهٔ ۶۰۷چو بر سر زند شاخ، مستانه گل
  4. شمارهٔ ۶۰۸رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
  5. شمارهٔ ۶۰۹خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل
  6. شمارهٔ ۶۱۰جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل
  7. شمارهٔ ۶۱۱عشق اگر یار شود از اثر زاری دل
  8. شمارهٔ ۶۱۲زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.