پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۲

چون وصل در نگنجد، هجران کجاست لایق؟

آری یکی ست اینجا معشوق و عشق و عاشق

از عارض نکویان حسن تو جلوه گر شد

کآمیخت عشق عذرا، با جسم و جان وامق

ندهد خداشناسی خود ناشناس را رو

ما را به خویش بنما، یا کاشف الحقایق

آیینه جمالت، کشاف سر عالم

راز دل از جبینت، روشن چو صبح صادق

آوازهٔ اناالحق، می آید از در و بام

این پردهٔ مخالف، در گوش دل موافق

از انجذاب ذاتی، در توست روی عالم

با آفتاب تابان، هر ذره ایست شایق

خواهی حزین نبینی، این خلق مختلف را

در گوشه ای سرآور، با دلبری موافق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۴جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک
  2. شمارهٔ ۶۰۵هندوستان غربت بادا به ما مبارک
  3. شمارهٔ ۶۰۶بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل
  4. شمارهٔ ۶۰۷چو بر سر زند شاخ، مستانه گل
  5. شمارهٔ ۶۰۸رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
  6. شمارهٔ ۶۰۹خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل
  7. شمارهٔ ۶۱۰جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل
  8. شمارهٔ ۶۱۱عشق اگر یار شود از اثر زاری دل
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.