پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلق

ننگ است در زمانه زبان را ز نام خلق

چون زهر جانگزای، گلوگیر می شود

نتون زلال خضر کشیدن ز جام خلق

امروز در لباس کمالند ناقصان

پوشیده ناتمامی خود را، تمام خلق

تعظیم گاو و خرکه به مردم حرام بود

اکنون فریضه گشته به ما، احترام خلق

نزدیک من چو طعن سنان است جان گسل

زینسان که دور شد ز مسلمان سلام خلق

درگوش جزر و مد نظرها هزار پاست

آزرده است بس که صماخ از کلام خلق

عاقل گریزد از دهن اژدها حزین

هش دار تا که مفت نیفتی به دام خلق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک
  2. شمارهٔ ۶۰۴جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک
  3. شمارهٔ ۶۰۵هندوستان غربت بادا به ما مبارک
  4. شمارهٔ ۶۰۶بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل
  5. شمارهٔ ۶۰۷چو بر سر زند شاخ، مستانه گل
  6. شمارهٔ ۶۰۸رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
  7. شمارهٔ ۶۰۹خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل
  8. شمارهٔ ۶۱۰جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.