پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۹

نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق

بود دریا نمک‌پروردهٔ چشم تر عاشق

به گوش جان صلای شهپر جبریل می آید

دمی کز شوق جانان می تپد دل در بر عاشق

تغافل تا به کی؟ دیر آشنا، بیرحم، بی پروا

چه می آرد ببین، آن تیغ ابرو بر سر عاشق

چه استغناست یارب نشئهٔ مهر و محبت را؟

چو ماه نو ز خود سرشار گردد ساغر عاشق

پریشان طره،گر دامن زنی سرگرمی دل را

رود بر باد پیش از سوختن خاکستر عاشق

دل افسرده ام را چشمهٔ خضر حقیقت کن

به حرفی، ای مسیحای لبت جان پرور عاشق

که تا آن طرف دامن می برد مشت غبارش را؟

نگردد گر تپیدنهای دل بال و پر عاشق

ملامت کی کند سرگرمی شوریدگان ساکن؟

نگردد سنگ طفلان صندل دردسر عاشق

حزین ، افسرده نتوان کرد آه آتشینت ر

نخیزد شمع سان جز شعله از بوم و بر عاشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۱یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلق
  2. شمارهٔ ۶۰۲چون وصل در نگنجد، هجران کجاست لایق؟
  3. شمارهٔ ۶۰۳تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک
  4. شمارهٔ ۶۰۴جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک
  5. شمارهٔ ۶۰۵هندوستان غربت بادا به ما مبارک
  6. شمارهٔ ۶۰۶بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل
  7. شمارهٔ ۶۰۷چو بر سر زند شاخ، مستانه گل
  8. شمارهٔ ۶۰۸رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.