پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۱

ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمع

داغ سودای تو آرایش پیشانی شمع

تا سحر در حرم وصل تو پا بر جا بود

کس درین بزم ندیدم به گرانجانی شمع

آنقدر ضبط زبان کردکه در بزم تو سوخت

رشک می آیدم از طرز سخندانی شمع

خوش به آرام ازین مرحله در شبگیر است

سفر از خود نتوان کرد به آسانی شمع

عرق شرم فرو ریزدش از پیشانی

خجل از روی تو شد چهره نورانی شمع

سودی از سوختن خرمن پروانه نکرد

لب گزیدن بود آثار پشیمانی شمع

پرده پوشی نتوان کرد به رسوایی ما

که لباسی نشود جامه عریانی شمع

غم و شادی همه یک کاسه کند آتش عشق

گریه ناکی نتوان یافت به خندانی شمع

فکر آن است که در پای تو ریزد جان را

می توان یافتن، از سر به گریبانی شمع

شب چو سازد گل روی تو رقم پردازم

بر سر خامه زنم لالهٔ نعمانی شمع

ما و دلدار ز یک شعله کبابیم حزین

سوخت پروانهٔ ما را غم پنهانی شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۳چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ
  2. شمارهٔ ۵۹۴دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ
  3. شمارهٔ ۵۹۵زندگی در جمع سامان رفت، حیف
  4. شمارهٔ ۵۹۶ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دف
  5. شمارهٔ ۵۹۷همه فیض است می پرستی عشق
  6. شمارهٔ ۵۹۸ای نمک حسن تو، شور نمکدان عشق
  7. شمارهٔ ۵۹۹نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق
  8. شمارهٔ ۶۰۰زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.