پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۰

رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع

گل کرد در حضور تو، سوز نهان شمع

پروانه را به خلوت آغوش می کشد

نازم به گرمی دل نامهربان شمع

کی روشناس مجلس روحانیون شود

تا جسم تیره را، نگدازد روان شمع؟

عاشق ز بیم قتل، هراسان نمی شود

هرگز کسی نکرد به تیغ امتحان شمع

دارد نگاه حسرتی از چشم خونفشان

حاجت به عرض شوق ندارد زبان شمع

یک التفات گرم نمودی و سوختم

پروانه بیش از این نبود میهمان شمع

تا صبح مجلس از من و پروانه گرم بود

می سوخت از حکایت هجران زبان شمع

بی چاک شام زلف، که عمرش دراز باد

رحمی نکرده بر مژه خونفشان شمع

شرح حکایت شب هجران کند تمام

گر مهر خامشی نزنی بر زبان شمع

شیب و شباب ما نتوان یافتن حزین

یکسان گذشت فصل بهار و خزان شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۲کرده عشق شعله خوب ریشه در جانم چو شمع
  2. شمارهٔ ۵۹۳چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ
  3. شمارهٔ ۵۹۴دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ
  4. شمارهٔ ۵۹۵زندگی در جمع سامان رفت، حیف
  5. شمارهٔ ۵۹۶ای سر و سرور مغان، خیز و بیار چنگ و دف
  6. شمارهٔ ۵۹۷همه فیض است می پرستی عشق
  7. شمارهٔ ۵۹۸ای نمک حسن تو، شور نمکدان عشق
  8. شمارهٔ ۵۹۹نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.