پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۲

گر تیر جفایی رسد از دوست، نشان باش

با خصم دم تیغ شو و پشت کمان باش

آگاهی از اوضاع جهان جمله ملال است

یک ساغر می درکش و از بی خبران باش

مفتون نتوان بود به نیرنگ بهاران

ای شاخ گل آماده پرواز خزان باش

گر یار تویی، باک ز اغیار ندارم

چون دوست تویی،گو همه کس دشمن جان باش

گر یار حزین وعدهٔ دیدار نماید

تا روز جزا با دل و چشم نگران باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۴از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش
  2. شمارهٔ ۵۸۵سپندآسا در آتشخانه می‌رقص
  3. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
  4. شمارهٔ ۵۸۷ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط
  5. شمارهٔ ۵۸۸عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
  6. شمارهٔ ۵۸۹نی می سرود با دل پرشور در سماع
  7. شمارهٔ ۵۹۰رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع
  8. شمارهٔ ۵۹۱ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمع
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.