پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۴

از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش

صد رنگ گل برآرد، اشک از کنار درویش

گر سیل فتنه گیرد، روی زمین سراسر

از جای خود نجنبد، کوه وقار درویش

مهر، آیت جمالش، کین جلوه جلالش

هستند چرخ و انجم در اختیار درویش

ای منکر طریقت، بر جان خود ببخشای

تیغ برهنه باشد، جسم فگار درویش

گر باد فتنه عالم، بر یکدگر برآرد

حاشا شود پریشان، مشت غبار درویش

هم عاشق است و معشوق،هم شاهد است و مشهود

عقل آگهی ندارد، ازکار و بار درویش

جان حزین مسکین، از فقر زندگی یافت

آب حیات باشد، در جویبار درویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
  2. شمارهٔ ۵۸۷ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط
  3. شمارهٔ ۵۸۸عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
  4. شمارهٔ ۵۸۹نی می سرود با دل پرشور در سماع
  5. شمارهٔ ۵۹۰رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع
  6. شمارهٔ ۵۹۱ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمع
  7. شمارهٔ ۵۹۲کرده عشق شعله خوب ریشه در جانم چو شمع
  8. شمارهٔ ۵۹۳چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.