پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۶

هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض

شاخ بریده را نبود از بهار، فیض

می پرورد نگاه تو هر ذرّه را چو مهر

عام است دور چشم تو در روزگار فیض

اقلیم بیخودی همه فصلیش خوش هواست

دیوانه می برد ز خزان و بهار فیض

مستان اگر برند ز ابر بهار فیض

ما می بریم از مژه اشکبار فیض

بی زخم ناوکی چه خوشی صید عشق را

دل می برد ز غمزهٔ عاشق شکار فیض

ورزم به تیره بختی خود عشق، در نهان

تا برده ام ز ساقی مشکین عذار فیض

نبود حزین به روزنهٔ صبح، چشم ما

ایجاد می کند دل شب زنده دار فیض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۸عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
  2. شمارهٔ ۵۸۹نی می سرود با دل پرشور در سماع
  3. شمارهٔ ۵۹۰رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع
  4. شمارهٔ ۵۹۱ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمع
  5. شمارهٔ ۵۹۲کرده عشق شعله خوب ریشه در جانم چو شمع
  6. شمارهٔ ۵۹۳چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ
  7. شمارهٔ ۵۹۴دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ
  8. شمارهٔ ۵۹۵زندگی در جمع سامان رفت، حیف
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.