پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۱

هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش

بر سر نتواند زدن از شرم، بهارش

از پرتو رخسار جهانسوز تو دارم

آن شعله به دل، کآتش طور است شرارش

در خورد زوالش نبود دولت دنیا

این باده نیرزد به غم و رنج خمارش

در سینهٔ من بس که شهید است تمنّا

دشتی ست که بر روی هم افتاده شکارش

از سرو تو این جلوهٔ نازی که حزین دید

پیداست که بر باد رود صبر و قرارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۳سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش
  2. شمارهٔ ۵۸۴از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش
  3. شمارهٔ ۵۸۵سپندآسا در آتشخانه می‌رقص
  4. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
  5. شمارهٔ ۵۸۷ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط
  6. شمارهٔ ۵۸۸عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
  7. شمارهٔ ۵۸۹نی می سرود با دل پرشور در سماع
  8. شمارهٔ ۵۹۰رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.