پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۹

قیامت شد به پا از جلوه نوخیز شمشادش

تماشا در بهشت افتاد، از حسن خدادادش

شمارد موج نقش جویباران، طوق قمری را

سر و برگ گرفتاران ندارد سرو آزادش

برآرد ناز شیرین شعله ها از خرمن خسرو

چو گیرد بیستون را زیر برق تیشه فرهادش

دمد بوی بهار عشق، افسون گرفتاری

قفس در زیر پر دارند، مرغان چمن زادش

دل شوریدهٔ من می خروشد با شب آهنگان

نمی داند گران خواب فراموشی ست صیادش

نه تاب ناله دارم نه تمنای وفا امّا

چه سازد دل، که عاشق شکوه افتاده ست بیدادش

حزین افکندی از کف خامهٔ شیرین نوا اما

چو بانگ تیشه در کوه و کمر پیچید فریادش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۱هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش
  2. شمارهٔ ۵۸۲گر تیر جفایی رسد از دوست، نشان باش
  3. شمارهٔ ۵۸۳سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش
  4. شمارهٔ ۵۸۴از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش
  5. شمارهٔ ۵۸۵سپندآسا در آتشخانه می‌رقص
  6. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
  7. شمارهٔ ۵۸۷ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط
  8. شمارهٔ ۵۸۸عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.