پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۷

فکندم دل به کوثر از زلال لعل نوشینش

گرفتم در چمن نظّاره را از حسن رنگینش

نگاه ساده، دل را چون غزالان کرده صحرایی

سمن زار بناگوشش، بهار خط مشکینش

ز بی سرمایگی خجلت کشد مژگان رنگینم

اگر منت به چشم من نهد پای نگارینش

زکوشش ناله عاجز شد ز بس تیرش به سنگ آمد

چه سازد بی قراری های دل، با کوه تمکینش؟

به این حسرت نصیبی ها چه طرف از گلشنی بندم

که بیخود می رود ازکف، چو دل دامان گلچینش؟

چه ذوق از بزم هستی می پرستی را که می باشد

رگ تلخ شراب زندگانی، جان شیرینش؟

سراپا خوانده ام دیوان دل در مکتب عشقت

گل اشکی ست مضمون، مصرع آهی ست تضمینش

چرا در خون نخوابد از غم حرمان دیدارت

نگاه ناتوان من که مژگان است بالینش

به عشق آمیز تا بنمایدت جام جهان بین را

به شرط آنکه ننمایی به عقل مصلحت بینش

حزینی راکه ما دیدیم صد ره ننگ می آید

مسلمان را ز ایمانش، برهمن را ز آیینش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۹قیامت شد به پا از جلوه نوخیز شمشادش
  2. شمارهٔ ۵۸۰چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش
  3. شمارهٔ ۵۸۱هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش
  4. شمارهٔ ۵۸۲گر تیر جفایی رسد از دوست، نشان باش
  5. شمارهٔ ۵۸۳سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش
  6. شمارهٔ ۵۸۴از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش
  7. شمارهٔ ۵۸۵سپندآسا در آتشخانه می‌رقص
  8. شمارهٔ ۵۸۶هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.