پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۱

چو شمع، انجمن افروز کفر و ایمان باش

به مدعای دل کافر و مسلمان باش

سری به جیب تفکر چو غنچه، گاه بکش

به دست غم نفسی زینت گریبان باش

میار همچو سپر، چین به ابروی مردی

به زیر تیغ بلا همچو زخم خندان باش

به رنگ چرخ گرت صد هزار دیده دهند

به روز خویش چو ابر بهار گریان باش

به تنگنای خرد پای بست نتوان بود

چو عشق، خانه برانداز کفر و ایمان باش

حزین به نرگس شهلا مکن نظر بازی

خراب شیوهٔ آن چشم نامسلمان باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۳آیا همای تیر تو جوید نشان خویش؟
  2. شمارهٔ ۵۷۴کرده ام خاک در میکده را بستر خویش
  3. شمارهٔ ۵۷۵بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویش
  4. شمارهٔ ۵۷۶یک دم به مزد دیده شب زنده دار خویش
  5. شمارهٔ ۵۷۷فکندم دل به کوثر از زلال لعل نوشینش
  6. شمارهٔ ۵۷۸بود یارم غم دیرینهء خویش
  7. شمارهٔ ۵۷۹قیامت شد به پا از جلوه نوخیز شمشادش
  8. شمارهٔ ۵۸۰چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.