پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۵

برقع طرف نگردد، با آتشین عذارش

چون شمع می توان دید، در پرده آشکارش

با صد جهان شکایت، زخم دلم دهان بست

یارب چه نکته سنجد، چشم کرشمه بارش؟

سامان طرفه ای داد، عشق تو چشم ما را

در کف عنان دریا، در آستین بهارش

شد از تپانچه نیلی رخسار یوسف ما

دیگر طمع چه باشد، ز اخوان روزگارش؟

گیرم که لب نبندم، پیش که می توان گفت

کآتش به سینه دارم، از لعل آبدارش؟

چشم گرسنه مستش، از خون نمی شود سیر

تیغ سیاه تا بست، مژگان سرمه دارش

عمریست بسمل ما در خاک و خون تپان است

باشدکه بر سر آید، آن نازنین سوارش

داغ تو را ز عزّت مانند لاله و گل

از دست هم ربایند دلهای بیقرارش

از سوز دل حزینت از بس گریست چون شمع

آتش به عالمی زد مژگان اشکبارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۷دارم ز داغ دل چمنی در کنار خویش
  2. شمارهٔ ۵۶۸باید از نالهءجانکاه عصا دارد پیش
  3. شمارهٔ ۵۶۹بی نشانی همه شان است به عنقا مفروش
  4. شمارهٔ ۵۷۰شادیم که شد جهان فراموش
  5. شمارهٔ ۵۷۱چو شمع، انجمن افروز کفر و ایمان باش
  6. شمارهٔ ۵۷۲آمد شبی به خوابم، آن ماه پرنیان پوش
  7. شمارهٔ ۵۷۳آیا همای تیر تو جوید نشان خویش؟
  8. شمارهٔ ۵۷۴کرده ام خاک در میکده را بستر خویش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.