پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۸

باید از نالهءجانکاه عصا دارد پیش

بس که دشوار برآید، نفس از سینهٔ ریش

بلبل از آتش گل سوزد و پروانه ز شمع

همه سوزند ز بیگانه، من از آتش خویش

آنگه ارباب نظر، دیده‌ورت می‌دانند

که به عبرت نگری هر چه تو را آید پیش

آمد آن شوخ به سیر چمن و نرگس مست

جلوهٔ قامت او دید و سرافکند به پیش

فکر آخر شدن دور قدح کشت مرا

ورنه از گردش افلاک ندارم تشویش

راز پوشیدهٔ دل‌ها همگی گردد فاش

کاو کاو مژه ات بس که نماید تفتیش

دل چه سان جمع کنم در غم دلدار حزین؟

من که در هر بن مو می‌خلد از هجرم نیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۰شادیم که شد جهان فراموش
  2. شمارهٔ ۵۷۱چو شمع، انجمن افروز کفر و ایمان باش
  3. شمارهٔ ۵۷۲آمد شبی به خوابم، آن ماه پرنیان پوش
  4. شمارهٔ ۵۷۳آیا همای تیر تو جوید نشان خویش؟
  5. شمارهٔ ۵۷۴کرده ام خاک در میکده را بستر خویش
  6. شمارهٔ ۵۷۵بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویش
  7. شمارهٔ ۵۷۶یک دم به مزد دیده شب زنده دار خویش
  8. شمارهٔ ۵۷۷فکندم دل به کوثر از زلال لعل نوشینش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.