پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۷

دارم ز داغ دل چمنی در کنار خویش

در زیر بال می گذرانم بهار خویش

برق از زمین سوختهٔ ما چه می برد

چون نخل آه، فارغم از برگ و بار خویش

گر نیست در بغل شب بخت مرا سحر

صبح جهانم از نفس بی غبار خویش

با آنکه می مکم جگراز تشنگی چو شمع

ابر بهارم از مژهٔ اشکبار خویش

آزاده بار منّت احسان نمی کشد

می دزدم از نسیم صبا شاخسار خویش

پیرایهٔ بهار جنون است رنگ مست

بر سر زدم ز داغ،گل اعتبار خویش

جیبم حریف سوخته جانی نمی کشد

دارم نهفته، در دل خارا شرار خویش

از یار، نیم ناز نگاهی ندیده ام

شرمنده ام ز خاطر امّیدوار خویش

در برگ ریز دی سخنم تازه و تر است

چون خامه خرّمم زلب جوببار خویش

هرگز نیامد آیت نوری به روی کار

گردانده ام بسی ورق روزگار خویش

اشک روان و رنگ پرافشان بود حزین

بفرست نامه ای به فراموشکار خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۹بی نشانی همه شان است به عنقا مفروش
  2. شمارهٔ ۵۷۰شادیم که شد جهان فراموش
  3. شمارهٔ ۵۷۱چو شمع، انجمن افروز کفر و ایمان باش
  4. شمارهٔ ۵۷۲آمد شبی به خوابم، آن ماه پرنیان پوش
  5. شمارهٔ ۵۷۳آیا همای تیر تو جوید نشان خویش؟
  6. شمارهٔ ۵۷۴کرده ام خاک در میکده را بستر خویش
  7. شمارهٔ ۵۷۵بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویش
  8. شمارهٔ ۵۷۶یک دم به مزد دیده شب زنده دار خویش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.