پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش

جز پیش خود نیارم، هرگز فرو سر خویش

گر داغ سینهٔ خود خورشید را نمایم

گردون دون ننازد دیگر به اختر خویش

دهر آرمیدگان را از جای برنیارد

آب گهر بنازد بر موج لنگر خوبش

برده ست بو دماغم، از نشئه های داغم

هر کس کشیده ساغر از کاسهٔ سر خویش

از آمد آمدِ حسن، پوشید خط رخش را

گاهی نهان شود شاه، درگرد لشکر خوبش

صیاد من مگر خود آید به آشیانم

صد بار آزمودم کوتاهی پر خوبش

سیلاب گریهٔ من، زان کو نمی کشد پا

کرده ست سرخ رویم، اشک دلاور خویش

هرجا که پاگذاری، بر پارهٔ دل آید

از ناز اگر نمایی، گلگشت کشور خویش

رحمی به حال زارش، گر باشدت رفوکن

زخم دل حزین را با زخم خنجر خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸باید از نالهءجانکاه عصا دارد پیش
  2. شمارهٔ ۵۶۹بی نشانی همه شان است به عنقا مفروش
  3. شمارهٔ ۵۷۰شادیم که شد جهان فراموش
  4. شمارهٔ ۵۷۱چو شمع، انجمن افروز کفر و ایمان باش
  5. شمارهٔ ۵۷۲آمد شبی به خوابم، آن ماه پرنیان پوش
  6. شمارهٔ ۵۷۳آیا همای تیر تو جوید نشان خویش؟
  7. شمارهٔ ۵۷۴کرده ام خاک در میکده را بستر خویش
  8. شمارهٔ ۵۷۵بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.