پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۳

ز ترکتازی آن نازنین سوار هنوز

مرا غبار بلند است از مزار هنوز

عجب که صبح قیامت ز خواب برخیزی

چنین که بسته تو را چشم اعتبار هنوز

از آن شبیکه به زلف توکرد شانه کشی

نمی رود دل و دستم به هیچ کار هنوز

اگر چه خط ز طراوت فکنده حسن تو را

کرشمه می چکد از چشم فتنه بار هنوز

نسیم سنبل زلفت وزید صبح ازل

که عطسه ریز بود مغز نوبهار هنوز

اگرچه حسن تو از خط شده ست پرده نشین

چه نقش ها که برآرد به روی کار هنوز

گذشته از دل گرم که یاد عارض او

که خوی فشان بود آن آتشین عذار هنوز؟

ز تیغ بازی چشمی، مرا ز خاک حزین

چو سبزه می دمد انگشت زینهار هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۵جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
  2. شمارهٔ ۵۵۶دلها ز جلوه خون شد و یاری ندید کس
  3. شمارهٔ ۵۵۷بی مطرب و می چشم تری را چه کند کس؟
  4. شمارهٔ ۵۵۸جلوهٔ ناز تو ای سرو روان ما را بس
  5. شمارهٔ ۵۵۹شب سودازدگان زلف پریشان تو بس
  6. شمارهٔ ۵۶۰ای طرّه برافشانده، خدا را ز گدا پرس
  7. شمارهٔ ۵۶۱تلخ از لبت، ای خسرو خوبان به گدا بس
  8. شمارهٔ ۵۶۲ای ساقی صبوح نجات از خمار بخش
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.