پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۳

از کمال خویش نالم نی ز جور روزگار

زیر بار خود بود دستم، چو شاخ میوه دار

معصیت را خرد مشمر در دیار بندگی

عالمی را می توان آتش زدن از یک شرار

یاد منگر نگذرد از خاطر او دور نیست

آفتاب آن جا که باشد، سایه را نبود گذار

تهمت عیش از می گلرنگ، بیجا می کشم

گریهٔ خونین بود چون شیشه ما را درکنار

در هوای آنکه بنماید رخ، آن صبح امید

جان به کف دارد حزین ، چون شمع از بهر نثار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۵مزد تردستی فرهاد رسید آخر کار
  2. شمارهٔ ۵۴۶عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر
  3. شمارهٔ ۵۴۷سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیز
  4. شمارهٔ ۵۴۸صبح از اثر چغانه برخیز
  5. شمارهٔ ۵۴۹یا از سر روزگار برخیز
  6. شمارهٔ ۵۵۰حیرت زده را تاب رخ یار میاموز
  7. شمارهٔ ۵۵۱ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
  8. شمارهٔ ۵۵۲با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.