پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۷

سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیز

به پای گل بنشین، مست و می کشان برخیز

کرشمه می برد از حد نهال و جلوه، سمن

نگار من، پی تاراج گلستان برخیز

به چین جبهه نیرزد چو گل دو روز حیات

شکفته با همه بنشین و مهربان برخیز

بیا به میکده بنشین به کام دل زاهد

شراب کهنه ما نوش کن ، جوان برخیز

بر آستان گدایان شبی سری بگذار

به مدعای دل خویش کامران برخیز

اساس عشق من و حسن یار محکم باد

بهار گو برو و مرغ از آشیان برخیز

بلاست رشک محبت بر اهل درد حزین

چو شد وصال میسر، خود از میان برخیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۹یا از سر روزگار برخیز
  2. شمارهٔ ۵۵۰حیرت زده را تاب رخ یار میاموز
  3. شمارهٔ ۵۵۱ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
  4. شمارهٔ ۵۵۲با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
  5. شمارهٔ ۵۵۳ز ترکتازی آن نازنین سوار هنوز
  6. شمارهٔ ۵۵۴به عجز من بنگر وز غرور یارمپرس
  7. شمارهٔ ۵۵۵جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
  8. شمارهٔ ۵۵۶دلها ز جلوه خون شد و یاری ندید کس
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.